أبو الحسن العامري

300

رسائل أبو الحسن العامري

گردد ، بنا بر اين حامل اين معاني با تباه شدن كالبد از بين نمىرود واين چيزى است كه نفس ناميده مىشود . كمال يافتن نفس به وسيلهء عقل است ، يعنى ، براي آنكه نفس جوهري گردد واقع در تحت دهر وباقي براي هميشه بايد با عقل ارتقا يابد . ليكن « نفس خود از جهت تكوين ، واقع در تحت زمان است از اين رو ايجاد آن به خلق تعبير شده نه به ابداع . از اين رو دوام هستى آن بستگى به عامل كمال آن ، يعنى عقل ، دارد » از اين بيان واضح است كه عقل نه تنها وسيلهء كمال نفس بلكه عامل بقاى آن نيز هست ، بنا بر اين بايد نفوسى كه در آنها نور عقل نتابيده است محكوم به زوال وعدم باشند ( ؟ ! ) . در اينجا اظهار نظر ابن طفيل دربارهء فارابى به ياد مىآيد كه در رسالهء حي بن يقظان گويد كه فارابى « در الملّة الفاضلة به بقاى نفوس شريره تصريح كرده ودر السياسة المدينة . . . آن را محكوم به عدم ساخته ، گفته است كه بقا جز براي نفوس با فضيلت وبا كمال نيست . » « 2 » اين نظريه را عامري در جاى ديگرى نيز اظهار داشته « 3 » وگفته كه « حكمت صاحبان خود را به خلود وجاودانگى نايل مىسازد وبيم هلاك ونيستى را از آنها زايل مىكند » .

--> ( 2 ) . ابن طفيل ، رسالهء حي بن يقظان ، تحقيق احمد امين ، مؤسسة الخانجي ، القاهرة ، 1958 ، ص 62 . ( 3 ) . رجوع شود به : پيشتر ، ص 425 .